سيف بن محمد سيفى هروى

16

پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )

حصار را بگرفتند و خواجه كورينان را با تمامت خلق آنجا بكشتند ، و ديوارهاى حصار را فرو كوفتند و سراها را با زمين متساوى گرداند . 7 . خراب كردن توى و كوسويه چون تولى خان حصار كو و كورينان را فتح كرد ، از بادغيس عزيمت هرات كرد . گفتند ، كه درين برابر ، حصار توى فوشنج است و بعد از وى ، حصار كوسويه . تولى خان دو امير را - كه يكى را بكوج اوقى « 1 » خواندندى و ديگرى را تربى توقتين - با ده هزار سوار ، به گرفتن آن دو حصار نامزد كرد ، و فرمود كه اگر خلق اين حصارها ايل شوند ، ايشان را كوچ كنند و به طرف ماوراء النهر فرستند و اگر بايلى سر درنيارند ، بعد از فتح ، تمامت خلق هردو حصن را به قتل رسانند . روز ديگر به پاى حصار توى آمدند . پنج روز حرب كردند ؛ قرب هزار مغول به قتل رسيد . روز ششم ، به وقت نيمروز ، حصار را بگرفتند و غير امير فخر الدين و امير محمود ، كه جانورداران سلطان جلال الدين بودند ، و دو كس ديگر را از اشراف كوسويه [ 66 ] كه به واسطهء مهمّى به حصار توى آمده بودند ، باقى كلّ خلق حصار توى را بكشتند و حصار را فرو كوفتند . و رواى چنين گفت ، كه هشت هزار كس را از مردم توى به قتل آوردند . روز ديگر به پاى حصار كوسويه آمدند . 8 . خرابى شهر هرات بار اول چون تولى خان به مرغزار بشوران رسيد ، ايلچى - زنبور نام - به هرات فرستاد و گفت : ملك و امير و قاضى و خطيب و معروفان هرات بايد كه پيش ما بيرون آيند ، تا از سخط ما سالم مانند . و در آن وقت از حكم سلطان جلال الدين در هرات ، ملكى بود [ كه ] [ 67 ] او را ملك شمس الدين محمّد جوزجانى گفتند . كار حرب را بساخت و رايات اسلام را برافراشت . در آن وقت در هرات صد و نود هزار مرد سپاهى در قلم آمده بود . چون خبر به تولى خان رسيد ، در غضب رفت و فرمود كه لشكر يكسر از جوانب شهر حمله آرند و هر تاژيك هروى كه در دست ايشان گرفتار گردد ، زنده نگذارند . سكّان شهر هرات از سر جان عزيز برخاسته بودند و سپاه كفّار ساعت به ساعت از بيرون [ 68 ] حمله مىآوردند . آن روز از طرفين قرب سى هزار كس و از اكابر درگاه تولى خان هزار و هفتصد بهادر نامدار به قتل رسيد . هفت شبانروز بر اين نوع [ گذشت ] . روز

--> ( 1 ) - - بكوچ بوقى ، بكوج اوقين .